تجربه ای به تلخي همون دارويي كه ميخوري !
محمد كوچولوي من لالا كردي البته با انگشتهاي سوخته اي كه مامان برات كرم سوختگي ماليده ! يه پسري دارم كه ميخواد همه چيزو تجربه كنه مثلا همين امروز كار با دستگاه سرخ كن رو تجربه كردي (تجربه اي كه به سوختنش مي ارزيد تا شايد ديگه هشدار هاي ايمني ماماني رو جدي بگيري عزيزم )وقتي بهت ميگم اوفه! گوش مي كني ولي تا چشم برگردوندم دستت خورد به روغن داغ و به قول شيرين زبوني خودت اوف شدي الهي مامانت بميره كه اشك چشماي خوشگلت رو نبينه. مشكل پس از ديگري ، هنوز داري دارو مي خوري پريشب ساعت 2:30 توي خواب نق مي زدي وقتي نوازشت كردم و صورتت رو بوسيدم ديدم تو تب مي سوزي تبت 5/39 درجه بود البته به آمپول نرسيد و تا بعدازظهر فرداش تبت ...



